![]() |
![]() |
|
| وبلاگ دوستداران مهدی در لارستان فارس |
|
خنجر خنجر شدم و به دست شمر افتادم / صد حيف كه بد به چشم شعر افتادم بازيچه دست دشمن دين گشتم / در كرببلا اسير نفرين گشتم من دست خودم نبود او از من خواست / او پرپر
سرخ آن گلو از من خواست من را به گلوي تشنه عشق گذاشت / بر ريشه ي
سبز تا مي عشق گذاشت خون ريز نبودم آن گلو مي داند / تاريخ مرا
به نام شر مي خواند من باغ بهار آن گلو بوييدم / من لاله و زار آن گلو بوييدم من خشك ترين گلوي عالم ديدم / از خشكي آن
گلو حلاوت چيدم ديدم كه به زير حنجرش جاي لبيست / در نازك سبز گوهرش جاي لبيست پرسيدم از او كه ماجرا چيست / يك حرف بزن
بگو لب كيست گفتا كه لبان مادر من زهراست / آن لب كه به زير حنجر من پيداست شرمنده شدم به حنجرش بوسه زدم / بر جاي
لبان مادرش بوسه زدم مي گفت ببر ولي نوازش كردم / بر سر
زدم و بر آن نيايش كردم دستان لعين شمر از من مي خواست / پر پر شدن فضاي گلشن مي خواست گفتم كه نميبرم تو اسرار مكن / اين
حرف ستمگرانه تكرار مكن اين بوسگه مادر او حضرت زهراست / جاي لب مادرش چه زيباست اي دست گلو نمي برم من / جاي لب او نمي برم
من اين بوسگه حضرت زهراست / جاي لب او نمي برم من اي دست گلو نمي برم
من / اسرار مكن نمي برم من گفتم كه نميبرم تو اسرار مكن / اين حرف ستمگرانه تكرار مكن دستش به قفا رفت و سر عشق بريد / محشر شد و
سر زپيكر عشق بريد حنجر نبريدم و دگر بار مپرس / از عاقبت كار من زار مپرس
نظر فراموش نشه نظرات زيباي خود راازما محروم نسازيد وباحضور بيشتر خود كلبه ما را نوراني فرماييد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط عمران نماينده گروه انصارالمهدي(عج)در لار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دفتر مقام معظم رهبري آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|